- نویسنده:لیدا برنا(معمارپور)
- تاریخ:پنجشنبه 24 تیر1389
- عنوان موضوع:

دوستان عزيز
مفتخرم از اين كه با حضور سبزتان من را در رسيدن به اهدافم همراهي مي كنيد. گرچه راضي كردن تمام دوستان با اين فرصت هاي كم و مطالب محدود كاري بس دشوار است ، اما معتقدم كه هر نظر شما مي تواند مرا آن قدر هدايتگر باشد كه بتوانم گوشه اي از دل دريايي تان را خرسند نمايم.
ضمن تشكر از شما ، خواهشمند است با بيان انتقادات سازنده و پيشنهادات ارزشمندتان اينجانب را ياري كنيد. باشد كه نظراتتان به مسائلي اشاره نمايد كه در نگاه محدود اينجانب نيامده يا به ارزش آن واقف نباشم
با تشکر: لیدا برنا(معمارپور)
- نویسنده:لیدا برنا(معمارپور)
- تاریخ:جمعه 16 دی1390
- عنوان موضوع:
- نویسنده:لیدا برنا(معمارپور)
- تاریخ:دوشنبه 7 آذر1390
- عنوان موضوع:
حتی کودکان ؛ شادی را در پلی استیشن جستجو میکنند ... !
سفره های پرمهر ، بوی غذای ناب پخت مادری در سفارش فست فود خلاصه است !
معنی زندگی را در گــوگــل جستجو باید کرد ... !
- نویسنده:لیدا برنا(معمارپور)
- تاریخ:پنجشنبه 12 آبان1390
- عنوان موضوع:
هیچ کس نمیتواند با پای خودش بدون اینکه
سربالایی را پشت سر بگذارد به قله برسد.
درست است که عبور از سربالایی کمی دشوار است، ولی
اگر قصد رسیدن به قله باشد،
قلهای که از آنجا میتوان همه شهر را دید، شوق رسیدن به آن،
جایی برای خستگی نمیگذارد و بدون اینکه چیزی از دشواریهای راه حس کنیم
به قله میرسیم و اکنون
میتوانیم از زیباییها و چشماندازهای فوقالعاده جذاب آن لذت ببریم.
پس قلهات را برگزین.
فکر کن که از کدام کوه میخواهی بالا بروی
و به یاد داشته باش که هرقدر این قله
بلندتر باشد، قسمت اعظمتری از شهر را در اختیار خواهی داشت
و لذت بیشتری خواهی برد.
بر مقصد خود تمرکز کن و با تمام وجود آن را حس کن
، آن موقع است که حتی عبور از سربالایی هیمالیا
هم برایت لذتبخش است و هیچ خستگی به همراه ندارد.
هر چه از كوه بالاتر رویم، چشم انداز گسترده تری را می بینیم.
مصمم و با اراده باشید

- نویسنده:لیدا برنا(معمارپور)
- تاریخ:چهارشنبه 11 آبان1390
- عنوان موضوع:
دیدم یه دونه اسماتیز زرد،
خیلی غمگین و ماتمزده افتاده اون گوشه.
نیگاش کردم میگم: اِ واااااا! تو اینجا چی کار میکنی؟
هیچی نگفت. موج «هیشکی منُ دوست نداره»اش منُ گرفت؛ همهی وجودمُ به لرزه در آورد.
... ... ... برش داشتم، بغلش کردم، بهش نیگا کردم و گفتم: بمیرم برات الهی! تو چرا باید اینجا افتاده باشی آخه؟ خودم میخورمت قربون اون ریخت گردالوت برم!
فوتش کردم ضدعفونی شه، بوسش کردم و الان دیگه باید رسیده باشه به معدهام!
- نویسنده:لیدا برنا(معمارپور)
- تاریخ:جمعه 6 آبان1390
- عنوان موضوع:
,برای موفقیت بهایش را باید
بپردازید .
- نویسنده:لیدا برنا(معمارپور)
- تاریخ:جمعه 6 آبان1390
- عنوان موضوع:
اگر نمی توانی خورشید باشی ُ ستاره باش
با بردن وباختن اندازه ات نمیگیرند
هر آنچه هستی بهترینش باش
- نویسنده:لیدا برنا(معمارپور)
- تاریخ:جمعه 29 مهر1390
- عنوان موضوع:
.
.
.
.
.
.
.
- میتونم بهت اعتماد کنم ؟!
در تاریخ حتی یک مورد هم نوشته نشده که کسی
در پاسخ گفته باشد : نه من
صلاحیت ندارم و آدم امانت داری نیستم!
این را باید بفهمید نه اینکه بپرسید!
- نویسنده:لیدا برنا(معمارپور)
- تاریخ:جمعه 29 مهر1390
- عنوان موضوع:
نه برای اینکه
دلیلی
برای ماندن ندارند، بلکه آنقدر کوچکند که
تحمل حجم بالای محبت تو را.....ندارند.!!!
- نویسنده:لیدا برنا(معمارپور)
- تاریخ:جمعه 15 مهر1390
- عنوان موضوع:
کودک درونتان دلش مےگیرد گاهے













