جان بابا...

دلتنگم به اندازه ی تمام ثانیه های نبودنش 
به اندازه ی تک تک لحظه هایی که با تمام وجودم بودنش را خواستم اما او نبود
دلتنگم برای آغوشش برای بوسه هایش
برای دستان پینه بسته اش
برای صدا کردن بی وقفه ی کلمه ی بابا و برای پاسخ پرمهرش 
جان بابا..

من عقابی بودم

من عقابی بودم که نگاه یک مار

سخت آزارم داد

بال بگشودم و سمتش رفتم

از زمینش کندم

به هوا آوردم

آخر عمرش بود که فریب چشمش، سخت جادویم کرد

در نوک یک قله، آشیانش دادم که همین دل رحمی، چه بروزم آورد

عشق، جادویم کرد

زهر خود بر من ریخت

از نوک قله زمین افتادم

تازه آمد یادم، من عقابی بودم

اگه دیدی...

اگه دیدی 
آدمی با تنهاییش ,
حال میکنه !
.
بدون راز قشنگی تو دلش داره
و
اگه تونستی حریم این تنهایی رو بشکنی ،
.

بدون تو از رازش قشنگتری

خیلی لذت بخشه وقتی

خیلی لذت بخشه وقتی..
از غریبه ای توی خیابان چیزی میپرسی و او با لبخند و حوصله جوابت رامیدهد
وقتی مهمونات دستور غذایی رو ازت میپرسن
وقتی هدیه ات را باز میکند و چشمهایش از خوشحالی برق میزند
از خیابان که رد میشوی راننده ای که حق تقدم با اوست برایت میایستد و با خوشرویی اشاره میکند که رد شوی
وقتی دیر رسیده ای و میگوید خودش هم الان رسیده اس
وقتی کسی را میخندانی
وقت حرف زدن کلمه ای را گم میکنی و او زود حدسش میزند
عجله داری که از چهار راه رد شوی و چراغ سبز میماند
مسیرت با مسیر بعدی تاکسی یکی است
فوت کردن قاصدک
وقتی تو رو میرسونه و تا داخل خونه نشدی راه نمی افته
نسیم خنک تو تابستون
لحظه بیدار شدن از خوابی بد
پیچ آخر جاده و سوسوی چراغ های شهر
وقتی اخم کرده اما نمیتواند جلوی خنده اش را بگیرد
وقتی به جای خداحافظی میگوید....میبینمت
وقتی کسی یادش میماند که از چه چیزهایی خوشت میاید
هوای توی گل فروشی
کودکی در آغوش دیگری است اما دستانش را دراز میکند تا تو بغلش کنی
وقتی سر امتحان یهو جواب یک سوال یادت بیاد
آخر شب که همه خوابند ..آرامش و سکوت.

همینجوری...


آدمی وقتی زیاد راه برود ابتدا پایش شروع به گزگز کردن می کند و سپس تاول می زند.اگر هم مواظبت نکنی این تاول ها می ترکند و دردناک می شوند.می خواهم بگویم دل آدمی هم با این که قد و قواره ای ندارد همین است.وقتی خیلی احساست را برای یک نفر خرج کنی شروع می کند به سوزن سوزن شدن.همینجوری خرج کنی و به هیچ نتیجه ای نرسی تاول می زند کم‌کم.تاول های بزرگ. پا معلوم است و می توان مواظبش بود که تاول هایش نترکد اما کی می توان مواظب دل بود که تاول هایش نترکد؟هرچه هم خودت مواظب باشی طرفت که مواظب نیست.یکهو جمله ای می گوید که تاول که هیچ..کلن دلت می ترکد دود می شود می رود توی هوا.بعضی وقت‌ها اشک همان آبیست که زیر تاول های دلمان جمع شده است

قبولش کنی ساده تر میشه


به جاى اذان در گوش هر بچه اى كه به دنيا مياد بايد يواش بگن

"قبولش كنى ساده تر ميشه"

هوای دلم ابریست


يه روزى بالاخره منم بزرگ ميشم و ياد مى گيرم بيصدا صبر كنم.
ياد مى گيرم شرافت اقتضا ميكنه به خاطر يك روز ابرى تمام آسمون رو انكار نكنم،
ياد مى گيرم آخر تمام قصه ها همينقدر ساده ست.
بى تابى حاصل وابستگيه و وابستگى حاصل علاقه ست و علاقه حاصل آشنايى و آشنايى حاصل يك اتفاق ساده
ياد مى گيرم گاهى وقتا هم يه مسئله ى مهمى هست كه بايد درباره ش با هم حرف نزنيم.

ياد مى گيرم اين اشكاى ريز ريز فايده نداره، آدم بايد مثل بچه ها گريه كنه تا سبك بشه.

عیب

هر وقت دلت خواست عیب کسی رو بگیری، یادت باشه که تو این دنیا، همه ی مردم مزایای تو رو نداشته اند!

نزار شکارت کنن


سُرخپوستا میگن زیاد عادت کردن به هر چیزی باعث میشه که "شکار" بشی , اونقدر عادت نکن که بتونن شکارت کنن