جان بابا...
دلتنگم به اندازه ی تمام ثانیه های نبودنش
به اندازه ی تک تک لحظه هایی که با تمام وجودم بودنش را خواستم اما او نبود
دلتنگم برای آغوشش برای بوسه هایش
برای دستان پینه بسته اش
برای صدا کردن بی وقفه ی کلمه ی بابا و برای پاسخ پرمهرش
جان بابا..
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۴۰ ق.ظ توسط لیدا برنا(معمارپور)
|
lida-borna.mihanblog.com